یا بخود نیم شبی مست هم آغوشم کن...
یا بخود نیم شبی مست هم آغوشم کن
یا زمن بگذر و یکباره فراموشم کن
یا مکن باده گساری بر من بادگران
یا که مستم کن و خوابم کن و مدهوشم کن
یا بلبخند شکر زا دلم امشب خوشدار
یا که ماتم زده چون دوش و پریدوشم کن
یا ز لذات هم آغوشی خود کمتر گوی
یا که تر کم کن و با غصه هم آغوشم کن
یا چو "پیمان"ز فغان گوش فلک کر سازم
یا بزن بر دهنم بوسه و خاموشم کن
محمد فضلی"پیمان"
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 17:48 توسط اسماعیل&محمد بحرانی
|
به نام خدا