چند شاه بیت از سعدی بزرگوار
چو خواهی که نامت بود جاودان مکن نام نیک بزرگان نهان
..........
گنهکار اندیشناک از خدای به از پارسای عبادت نمای
..........
سعادت به بخشایش داورست نه در چنگ و بازوی زور آورست
..........
تحمل کن ای ناتوان از قوی که روزی تواناتر از وی شوی
..........
مخواهی که نفرین کنند از پست نکو باش تا بد نگوید کست
..........
نگهبانی ملک و دولت بلاست گدا پادشاه است نامش گداست
..........
به اخلاق با هر که بینی بساز اگر زیر دست است و گر سر فراز
..........
عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست
..........
قدی که بهر خدمت مردم علم شود بهتر ز قامتی که به محراب خم شود
..........
به طاعت چه حاصل که پشتت دو تاست چو روی دلت نیست با قبله راست
به نام خدا